تبليغاتX
اشم وهو وهیشتم استی

اشم وهو وهیشتم استی

زرتشت

در اغاز رسالت اشو زرتشت افراد صاحب مقام و روحانيون(که زرتشت از انها با عنوان کاوي ها و کرپانها يا مبلغين دروغ ياد کرده) ونجبا وي را رافضي و مبتذع ميدانستند.
انجمن کرده و حکم به تبعيدش دادند.پيامبر رسالت خود را در ان ميدانست که بسياري از قيد ها را از انسانهاي دربند خرافات بگسلاند
اساس کار دين قديم هم ظلم و تعدي کاهنان و نجيبان بود.در چنين شرايطي بود که اشو زرتشت ندا براورد که خدا يکتاست.مزدا اهوراست خالق تمام انچه که بشربتواند در فکرخود بگنجاند
پس پاک پيامبر اريايي را تبعيد کردند.بيدادشدگان به بيدادي اموخته شده بودند و بيدادگران خود را بر حق و بجا ميدانستند.
زرتشت را اخراج کردند. زرتشت به خدا ميگويد: "به کدام خاک روي اورم؟به کجا رفته و پناه جويم؟اشراف و پيشوايان از من کناره ميجويند.از برزيگران و کشاورزان نيز خوشنود نيستم.نه از پيروان درغ که فرمانروايان شهرند.چگونه تو را خوشنود توانم ساخت اي مزدا؟"پيامبر به اينده روشن مينگرد و ميگويد:"کي اي مزدا سپيده دم به در ايدو بشر به سوي راستي بگرايد؟کي نجات دهنده بزرگ با گفتار پرحکمت خويش به مراد ميرسد؟کدامند کساني که وهومن(منش پاک) به ياري انان ايد؟زهي اميدوارم که ان را نصيب من بگرداني اي اهورا."زرتشت در سرماي زمستان از شهر بيرون شد.و به خطه فرمانروايي گشتاسپ رسيد..در انجا خواهان ملاقات با شاه شد.
در اين ملاقات از خداي يکتا و بهشت و دوزخ و پستي ايين شرک گفت.گشتاسپ يا ويشتاسپ مناظره اي را ميگذارد با کاهنان که زرتشت همه را شکست ميدهد.
شاه با هدايت جاماسپ وزير دانشمندش دين زرتشت را ميپذيرد.فرشوشتر برادر جاماسپ هم دين تازه ميپذيرد و ساير بزرگان ان ناحيه هم.
زرتشت با هووي دختر فرشوشتر ازدواج کرد.و بعد از ان با پوروچيستا دختر کوچکتر جاماسپ وصلت کرد. وي هفتاد و هفت سال عمر کرد.گشتاسپ را از دادن باج به سرزمينهاي توراني بازداشت.
ناچار جنگي درگرفت.ارجاسپ شاهنشاه تورانيان در دومين هجوم خود به بلخ خرابي و صدمه فراوان وارد کرد.انگاه که ارجاسپ خيون به بلخ حمله کرد گشتاسپ در پايتخت نبود.و چون هزيمت به ايرانيان افتاد زرتشت براي  پيروزيشان به اتشکده نوش اذر رفته و براي ايشان دعا کرد
يک گجستگ توراني که تور برادروش نام داشت از پشت بر وي هجوم اورده و او را به شهادت رساند
در ان ماجرا زرتشت پاک و لهراسپ پدر شاه هر دو شهيد شدند.همسر گشتاسپ خود را به شاه رسانده و ماجرا را بيان ميکندو.....زرتشت در حيات خود از براي شاه گشتاسپ که دين راستي پذيرفت بسيار به نيکي ياد کرده. در جايي ميگويد:"براي خوشنود ساختن مزدا بايد از روي ميل در انديشه و گفتار و کردار در ستايش وي کوشا بود.از پي ستايش اوست که کي گشتاسپ و پسر زرتشت اسپنتمان راه دين راست و فرستاده اهورا را روشن و گسترده ميکنند.."
+ نوشته شده در  ساعت   توسط پدرام  | 

زرتشت پسر پوروشسپ و دغدو و از خاندان اسپنتمان بود. از تحقیقات اقای جلال الدین اشتیانی اینگونه برداشت میشود که زرتشت قبل از بعثت موسی به تبلیغ دین خود پرداخته است

زرتشت به روایات نیمه سنتی  از هفت سالگی به فراگیری دانش زمان خود برخواست و هشت سال نزد خردمند زمان خویش برزین به فراگیری دانش مشغول بود
در این زمان کشاورزی هم میکرد.جوانی زرتشت همزمان بود با هجوم تورانیان به سرزمین ایران که زرتشت به هدف پرستاری از زخم خوردگان و انجام کار افتخاری برای بینوایان داوطلب شد.
وی پنج سال را در خدمت مجروحین گذراند.بعد از ان دوران به نزد پدر کشاورز خود بازگشت و با هووی دختر فرشوشتر مشاور ویشتاسپ ازدواج کرد.
روح زرتشت از دیدن ظلم به بشر ازرده بود و اغلب به تفکر درمسائلی همچون خیر و شر میگذراند.
میدانست که هدف از افرینش او ان بوده که اصلاحات بس بزرگی را در جامعه خویش به خواست دادار یکتا انجام دهد.
پس به همسرش گفت:بر انم تا خلوت گزینم و بر نیکی و پلیدی اندیشه کنم.باشد تا سرچشمه شوربختی انسانها را بیابم.انرا بخشکانم و مردمان را به سعادت رهنمون شوم.
ویدر بیست سالگی بنا به روایات به کوهی رفت(گویند سبلان بوده)و انزوا گزید و تا 10 سال در انجا بود.غذایش اندک بود و کمتر میخوابید و
بیشتر می اندیشید.خوراکش پنیر بود و میوه ها و ساقه گیاهان.چه بسا اهریمنان و دست نشاندگانش در صدد اغوای وی برامدند.ولی اراده او از نور مزدا منشعب میشد.
روزی بر فراز کوه اگاهی و دانش مزدا افریده جانش را فراگرفت. وهومن و امشاسپندان را دید.اری. اینک اشو زرتشت برزیده شده بود.او از ابتدا هم برگزیده بود.
او فهمید که روز را هیچگاه پایانی نیست و شب را هرگز انجامی نخواهد بود.
نیچه این صحنه پایین امدن از کوه را از زبان زرتشت خطاب به خورشید اینگونه بیان میکند:ای اختر بزرگ.اگر بر انها که نور نثار میکنی.نمیتابیدی.خشبختی تو کجا میبود
ده سال است که تو اوج گرفته و بر غار من تابیده ای.اگر به خاطر من و عقاب من و مار من نبود.تو تاکنون از نور خود و از این کوره راه به تنگ امده بودی.ولی هر بامداد ما انتظار قدوم تو را داشتیم و از نور تو تا اخرین حد استفاده نموده و بر تو درود میفرستادیم.
فغان که من از دانش خویش به تنگ امده ام.همچون زنبور عسلی که بیش از حد عسل گرد اورده..باشد نیازمند انم که دست هایی به سویم دراز شود تا قسمتی از ان را بر انان نثار کنم.
من انچه گرد اورده ام را با رغبت تقدیم و تقسیم خواهم نمود.
مردمی که زرتشت به میان انها بازگشت دو دسته بودند. یا کشاورز و دامدار که شهرنشین بودند که زرتشت از اینان بود. یا بسیاری دیگر که بر اساس سنت پیشینیانشان صحراگرد بودند و عناصر طبیعی چون ماه و خورشید را میپرستیدندو گروه خدایان قدیم را میستودند.
خدایان هم در قدیم گروه دیوان را میپرستیدند و به چپاول میپرداختند.که زرتشت این گروه را پیروان دروغ و راه ناراستی میخواند و هماره ایشان را به راه راستی دعوت میکرد. زرتشت بسیاری از مراسم گذشته را منع کرد.فدیه دادن و مراسم باده گساری مقدس و قربانی را کاملا رد کرد.نخستین پیرو او پسر عمویش مدیو ماه بود پسر عمویش بود که ده سال تنها یاور پیامبر اریایی بود.
بزرگان شهر زرتشت را اخراج کردند چرا که عقایدی که او مروج انها بود با کیان و اساس حکومت انان مخالف بود.
زرتشت در ایجاست که ان سروده را میگوید که : به کدامین سرزمین روی اورم؟.......
 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پدرام  | 

۱-زرتشت از اهورا مزدا پرسید: ای اهورامزدا.تو ای مقدس ترین خرد افریننده جهان مادی.ای پاک در کلام مقدس.چه چیز قادر تر؟چه چیز بلندرتبه تر؟چه چیز برای روز واپسین موثرتر است؟

2-چه چیز پیروزمندترین؟چه چیز چاره بخش ترین؟چه چیز به خصومت دیو ها و مردم بهتر غلبه کند در سراسر جهان مادی؟چه چیز بیشتر در اندیشه انسان اثر نماید در سراسر جهان مادی؟چه چیز بهتر وجدان را پاک کند؟

3-انگاه اهورا مزدا گفت:ای سپنتمان زرتشت.اسم ما و امشاسپندان در کلام مقدس.قادرتر.پیروزمندتر.بلندرتبه ترو برای روز واپسین موثرتر است.

4-این پیروزمندترین.این چاره بخش ترین است.این است انچه بهتر به خصومت دیو ها و مردم غلبه کند.این است انچه در سراسر جهان مادی بیشتر در اندیشه انسان اثر نماید.این است انچه در سراسر جهان مادی بهتر وجدان را پاک کند.

5-زرتشت گفت:ای اهورا مزدای پاک.مرا از ان اسم خود که بزرگتر و بهتر و زیباتر و در روز واپسین موثرتر و فیروزمندتر و چاره بخش تر و بهتر به خصومت دیوها و مردم غلبه کننده است اگاه ساز.

6-تا انکه من به همه دیو ها و مردم ظفر یابم.تا انکه من به همه جادوان و پری ها چیره شوم.تا انکه کسی به من غلبه نتواند نمود.نه دیو نه انسان نه جادو نه پری.

7-انگاه اهورا مزدا گفت:ای زرتشت پاک.کسی که از او سوال کنند اسم من است.دوم کسی که گله و رمه بخشنده است.سوم کسی که تواناست.چهارم بهترین راستی.پنجم مظهر کلیه نعمت های پاک افریده مزدا.ششم منم خرد.هفتم منم خردمند.هشتم منم دانایی.نهم منم دانا.

8-دهم منم تقدس.یازدهم منم مقدس.دوازدهم اهورا.سیزدهم زورمند ترین.چهاردهم منم کسی که دست خصومت به او نرسد.پانزدهم مغلوب نشدنی.شانزدهم کسی که پاداش هر یک را در خاطر نگه دارد.هفدهم کسی که همه را نگهبان است.هیجدهم همه را درمان بخش است.نوزدهم منم افریدگار.بیستم منم انکه موسوم است به مزدا.

9-ای زرتشت .تو باید شبانه روز مرا با نیاز برازنده زور بستایی.اینچنین من اهورامزدا برای یاری و پناه به سوی تو ایم.سروش مقدس برای یاری و پناه به سوی تو اید.اب ها و گیاهان و فروهر پاکان نیز برای یاری و پناه به سوی تو ایند.

10-ای زرتشت.اگر تو را خواهش غلبه نمودن است به خصومت دیو اه و مردم و جادوان وپریها .به کاوی ها و کرپانهای ستمکار و راهزنان دوپا و گمراه کنندگان دو پا و گرگهای چهار پا.

11-و به دشمن با سنگر فراخ با درفش بزرگ و درفش بالا برافراشته و درفش گشوده و درفش خونین به دست گرفته .پس در همه روزها و شبها این اسامی را اهسته زمزمه کن.

12-منم پشتیبان.منم افریننده و نگهبان.منم شناسنده.مقدس ترین خرد چاره بخش نام من است.چاره بخش ترین نام من است.پیشوا نام من است.بهترین پیشوا نام من است.اهورا نام من است.مزدا نام من است.پاک نام من است.پاکترین نام من است.فرهمند نام من است.فرهمندترین نام من است.بسیار بینا نام من است.بسیار بیناتر نام من است.دوربین نام من است.دور را بهتر بیننده نام من است.

13-پاسبان نام من است.پشت و پناه نام من است.افریدگار نام من است.نگهدار نام من است.شناسنده نام من است.بهترین شناسنده نام من است.پرورنده نام من است.کلام پرورش نام من است.جویای سلطنت نیکی نام من است.کسی که بیشتر جویای سلطنت نیکی است نام من است.شهریار دادگر نام من است.دادگرترین شهریار نام من است.

14-کسیکه نفریبد نام من است.کسی که فریفته نشود نام من است.کسیکه به ستیزگی غلبه کند نام من است.کسی که به یک ضربت فتح کند نام من است.کسی که به همه شکست دهد نام من است.افریننده کل نام من است.بخشاینده تمام نعمتها نام من است.بخشنده بسیار خوشیها نام من است.بخشایگر نام من است.

15-کسی که به اراده خود نیکی کند نام من است.کسی که به اراده خود پاداش رساند نام من است.سودمند نام من است.نیرومند نام من است.نیرومندترین نام من است.پاک نام من است.بزرگ نام من است.برازنده سلطنت نام من است.به سلطنت برازنده ترین نام من است.دانا نام من است.داناترین نام من است.کسی که دور را نگران است نام من است.اینچنین است نامهای من.

16-و کسی که از برای من در این جهان مادی ای زرتشت این اسامی را اهسته زمزمه کنان و به اواز بلند در روز و شب بخواند.

17-کسی که انها را در وقت برخواستن یا در وقت خوابیدن در وقت کشتی بستن یا کشتی باز کردن در وقت از جایی به جایی رفتن یا در وقت از ناحیه و مملکتی به ناحیه و مملکت دیگری رفتن بخواند.

18-به چنین کسی نه در این روز و نه در این شب کارد کارگر شود.نه تبرزین نه تیر نه خنجر نه گرز که از طرف خشمی که باطنش پر از دروغ است بدو حواله شود.سنگهای فلاخن به او نرسند.

19-و این بیست اسامی مانند جوشن پشت سر و زره پیش سینه. به ضد گروه نامرئی دروغ و نابکاران ورنا و کیاذه تبه کار و به ضد اهریمن مفسد ناپاک به کار رود.چنانکه گویی یکهزار مرد از یک مرد تنها محافظت کند.

اوستا-هرمزد یشت-برگردان پورداود

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پدرام  | 

 

1ما ميخواهيم اهورامزدارا که ستور و راستي بيافريد.اب ها و گياههاي خوب بيافريد.روشنايي و زمين و همه چيزهاي نيک بيافريد.2-براي سلطنت و بزرگواريش براي صنعت زيبايش بستاييم.ما کساني که از ستوران محافظت ميکنيم ميخواهيم او را با ادعيه منتخبه ستايش کنيم.3-ما ميخواهيم او را به اسم اهورا و به اسم محبوب و مقدس مزدا بستاييم.ما ميخواهيم او را با کالبد و روان خود (با جان و دل)بستاييم.او را و فروهرهاي مردان و زنان پاک را ما ميخواهيم بستاييم.يسنا37-کرده 3