ابوریحان بیرونی در اثار الباقیه صفحه 234 راجع به ماههای زرتشتیان سغد مینویسد:"نخستین ماه سال نزد انان نامزد است به نوسرد.....هفتمین ماه سال انان فغکان. روز اول این ماه نزد انان جشنی است نامزد به نیم سرده که به معنای نیمه سال میباشد."از این کلمه پیداست که در ایران قدیم پیش از نفوذ تقویم دینی اغاز پاییز فصلی که سرما اغاز میشود شروع میشود, اول سال یا نوروز بوده.چنانکه برخی مستشرقین عقیده دارند سال هخامنشی از ماه باگ یادیbag yadi شروع میشده وبعدها بجای جشن باگ یادی جشن مهرگان که در هنگام انقلاب شتوی در شانزدهم مهرماه می افتاده جشن بزرگ ایران قدیم بوده و چندین قرن پس از استیلای عرب نیز از اعیاد بزرگ بوده است.تقویم اوستایی ظاهرا از اواخر سلطنت داریوش بزرگ در میان سالهای493تا486 پیش از میلاد مسیح رواج یافت و معمول شدن جشن مهرگان بجای نوروز باگ یادی از همان عهد است.
جشن فروردین اوقات نزول فروهرهاست از اسمان برای دیدن بازماندگان.نظیر این جشن در سایر ادیان قدیمی و جدید موجود است و انرا عیداموات گویند.در نزد هندوان ستایش نیاکان پیتارا pitara شباهتی به فروردگان ایرانی دارد.رمی ها نیز ارواح مردگان را به اسم مانس manes پروردگارانی تصور کرده فدیه تقدیم انان میکردند و در قبرستانها در ماه فوریه عیدی برای مردگان میگرفته اند.
همانگونه که در تورات سفر پیدایش باب اول امده که خدا در مدت 6روز زمین و اسمان و انسان و گیاه و... وهمه چیز را افرید . در روز هفتم بیاسود در سنت مزدیسنان خلقت جهان و جهانیان در شش بار بوده ولی نه بسان یهوه در یک هفته,بلکه در مدت یک سال.در فصل25بندهش امده:"اهورامزدا میگوید که خلقت عالم در 365روز به توسط من انجام گرفت و شش جشن گهنبار در هر سال قرار داده شده است."
مدیوزرم- میدیوشهم- پتیه شهیم- ایاسرم- میدیارم -همسپتمدم
همسپتمدم که اخرین گهنبار است در اخرین روزکبیسه سال که وهیشتواشت مینامند واقع میشود.هریک از جشن های گهنبار 5روز طول میکشیده.
ششمین گهنبار(همسپتمدم)از روز 26 اسفند تا به اخرین روز پنجه وه(خمسه مسترقه)ادامه داشته.چنانکه در فروردین یشت فقره 49 میگوید:"فروهرهای مقدس و نیکو توانای پاکان را میستاییم که در هنگام همسپتمدم از ارامگاهان خویش پرواز نموده در مدت 10 شب پی در پی در اینجا به سر برند".امروزه در ایران نوروز اغاز سال است.انزمانی که خورشید داخل برج بره میشود.
از دیدگاه نجومی این روز مقارن با اعتدال ربیعی است.یعنی روزیکه خورشید بر مدار استوا قرار میگیرد و روز و شب با هم برابر میشوند.بی دلیل نیست که از طرف سازمان ملل متحد این روز را" روز زمین" نامیدند.(۲۱ مارس )
مراسم نوروز همیشه با خواندن دعا و زمزمه اغاز میشود.شاهان هخامنشی در این روز در تالار اپادانا در تخت جمشید شیراز با عام میدادند و نمایندگان کشورهای خارجی و....به حضور شاه بار می یافتند.هدیه میدادند و میگرفتند.داریوش بزرگ در نوروز هر سال به معبد بابل میرفت و دست رب النوع بابل را میگرفت.
شاهان ساسانی با جامه ابریشمی در بارگاه مینشستند و موبدان موبد با سینی بزرگی که در ان نان و سبزی و شراب و انگشتروشمشیر و قلم و دوات بود با اسب و باز شکاری به پیش شاه می امد و شادباش میگفت.
پس از چیرگی تازیان, نوروز, باز از درون فرهنگ ایرانیان که همچون اتش زیر خاکستر بود بیرون زد و حتی به دربار برخی از خلفای بیدادگر تازی نیز راه یافت. چنانکه عمربن عبدالعزیز خلیفه اموی و معتضد عباسی با تقلید از ساسانیان جامه زربفت میپوشیدندو روی تخت می نشستندو سپس یک فرد خوش صدا بنام امیرنوروزی یا میمنت اجازه ورود میخواست و شادباش میگفت.
نوروز در دربار دیلمیان و غزنویان و سلجوقیان و پادشاهان عثمانی نیز بازار گرمی داشت.
از زمان ساسانیان بود که 25 روز پیش از نوروز بر روی 7ستون گلی غله و حبوبات می کاشتند و هر کدام محصولش خوب میشد, باور بر ان بود که محصول ان سال ان بذر خوب خواهد بود.سفره 7سین اشاره دارد به 7 امشاسپند.اتش, ایینه, اوستا, گلاب پاشی, نقل سفید, ظرف اب, اویشن, شاخه های سرو ومو, وانار و اجیل و.... همه مفاهیمی نمادین دارند.
جشن نوروز به بسیاری از کشورها رسوخ کرد.از شرق تا مغولستان در اسیا ,و از غرب تا مصر و زنگبار در افریقا.
اکبر شاه در هندوستان ,در سال1584 نه تنها نوروز و مهرگان را جشن گرفت, که گاهنامه ایرانی-زرتشتی با نامهای فروردین و اردیبهشت و.... را جانشین نام ماههای تقویم اسلامی کرد.
مزدا اهوا اگاه است از ان کسی که (چه مرد و چه زن)در میان موجودات ستایشش بهتر است برحسب راستی.اینچنین مردان و اینچنین زنان را ما میستاییم.(ینگهه هاتام)
